محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

23

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

هر حقى به صاحبش اختصاص دارد و ديگران وظيفه دارند به آن احترام نهاده و از تجسس در آن خوددارى نمايند ، ولى غرب به اين حق تجاوز كرده و براى تفحص از ملت‌ها ، خانه‌ها و افراد ، وسايل شگفت‌آور و بسيار دقيقى اختراع نموده است . با اين كار آزادى انسان مورد تهديد قرار گرفته ، زندگى و اسرار او به شكل مشترك با صاحبان اين ابزارها درآمده است . آن را مانند كالا به هركس كه بهايى بپردازد ، مىفروشند و آشكارا براى فروش آن بنگاه و فروشگاه احداث كرده‌اند . اين چنين ، دانش را كه مىتوانست در خدمت انسان باشد براى ضرر زدن ، تجاوز و سلب آزادى او تغيير جهت داده و نوع جديد و بىنظيرى از فشارها را كه در دوران جاهليت و عقب‌ماندگى هم سابقه نداشت به وجود آوردند . ( و البشاشة حبالة المودّة ) خوشرويى وسيله دوستيابى است . هرگاه منشأ لبخند ، دل و درون آدمى باشد ، همچون گفتار راست و مخلصانه بر دل‌ها مىنشيند ، ولى لبخند فريب و گفتار منافقانه همچون يكديگرند ؛ از حنجره‌ها بيرون مىآيند و از گوش فراتر نمىروند . ( و الاحتمال قبر العيوب ) « الاحتمال » در اين جمله ، صبر كردن در برابر گفتار بىارزش يا رفتار نادرست همسر ، فرزند ، همسايه و يا نادانان معنا مىدهد . « قبر العيوب » گورستان عيب‌ها . معناى عبارت چنين است : صبر فضيلتى است كه سبب جبران برخى عيب‌ها و يا دست‌كم پوشاندن آنها مىگردد . به راستى آشكار كردن خشم و غضب جز دشمنى چه سودى خواهد بخشيد ؟ ( و من رضي عن نفسه كثر السّاخط عليه ) دشمنان انسان از خود راضى فراوانند . خودنمايى زياد نشانگر فراوانى عيب‌ها است . هركس به سبب